Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

چند عکس - خبر جدید

یه مدت توی عکس گذاشتن تنبلی کردم. این پست مخصوص عکس های پست های اخیر هست:

طرقبه:

آدم برفی ساخته شده توسط بابا نوید و پرنیان در یک روز برفی:

کاردستی فصل زمستان برای مهد کودک:

نمای نزدیک از آدم برفی کاردستی:

نمای نزدیک از رودخانه و درخت های اطراف آن:

روز جمعه، بالای کوههای آب و برق:

جمعه ای دیگر، سد چالیدره:

سد چالیدره، سوار بر قایق پایی:

 

 

 

 

 

 

 

 

و اما خبر هیجان انگیز خانواده اینکه عمه ندا نی نی توی راه دارهتشویق بالاخره تخصص تموم شد و طرح تخصص عمه ندا و عمو احسان به جاهای ایده آلی رسید و بعد از 10 سال تصمیم گرفتن که نی نی دار بشن. از این خبر همه خانواده بسیار ذوق نمودیم. بالاخره قراره پرنیان خانم از تک نوه بودن در خانواده پدری دربیاد و دختر یا پسر عمه دار بشه. سه چهار روزه که دائم راجع به نی نی عمه ندا حرف میزنیم. پرنیان خیلی خوشحاله. پریشب رفتیم دو تا جوراب فسقلی دخترانه و پسرانه خریدیم و هدیه دادیم به عمه ندا برای نی نی. در واقع با اینکار نقطه خانم یا آقا نخودچه به رسمیت شناخته شد. کلی جورابها رو ناز ناز دادیم.بغل راستی براش اسم هم گذاشتیم. اونایی که میگن دختره بهش میگن مل مل خانم و اونایی که میگن پسره میگن مظفر!! (برگرفته از برنامه آقای حکایتی و مظفر و بهادر و مل مل خانم!!)

پيام هاي ديگران ()        link        ۸:٠٠ ‎ق.ظ - شنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٩ - پرنيان

کاردستی مهد کودک

هفته گذشته مهد پرنیان نامه گذاشت که یه کاردستی از فصل زمستان با کودک خود درست کنید و به مهد بفرستید. چند روزی نوید و پرنیان درگیر درست کردن کاردستی بودن. اول قرار بود روی یه صفحه بزرگ با پنبه و چیزهای دیگه زمستان درست کنن. بعد نوید گفت نه اینجوری خب نمیشه و گفت میخواد سه بعدی درست کنه. بابای مهربون و دخترش چند شب مشغول تهیه وسایل و درست کردن کاردستی بودن. انصافا نوید وقتی بخواد یه کاری رو انجام بده با حوصله و دقیق انجام میده. مثلا برای آدم برفیش، اول با چوب کبریت و سوزن ته گرد اسکلت درست کرد بعد با خمیر بازی یه آدم برفی روی اسکلتش گذاشت و بعد روش پنبه گذاشت تا آدم برفیش شل و ول نباشه.  بعد هم با کاغد رنگی شال گردن و با مقوا کلاه درست کرد و کاملش کرد.حالا اگه من میخواستم درست کنم یه مشت پنبه رو گلوله میکردم میچسبوندم روی صفحه تا بشه آدم برفی!!!نیشخند چهار تا درختی هم که گذاشت با خمیر بازی روی صفحه نگهشون داشت و با سنگ ریزه دورش باغچه درست کرد. دور محوطه راهرو خونه و رودخونه رو هم سنگ چین کرد!!! البته ناگفته نماند در این حین سنگهای شومینه مون به یغما رفت!! پرنیان هم کلی کیف کرد و روز دوشنبه با ذوق و شوق کاردستیش رو برد مهد.

از اونجاییکه پرنیان جون کوه رفتن و فضای آزاد رو دوست داره ، الان 6-7 هفته متوالی هست که هر جمعه میریم کوه. به غیر از اون هفته ای که دبی بودیم. عاشق اینه که بریم بالای کوه قالیچه پهن کنیم و چیزی بخوریم و سنگ بازی کنه. بابا نوید مهربون هر هفته جمعه خودش کوله کوه رفتن رو آماده میکنه و میریم کوه. البته صبح زود نمیریم نزدیک ظهر میریم تا هوا گرم باشه. به هر سه تامون خوش میگذره. خصوصا به من و پرنیان که فقط لباس میپوشیم و میریم و اونجا هم کلی پذیرایی میشیم!! نیشخندانصافا نوید هیچ چیزی رو هم از قلم نمیندازه.

روز سه شنبه هم که تعطیل بود رفتیم سد چالیدره و توی دریاچه قایق سواری کردیم. پرنیان به مرغابی ها و اردکهای توی دریاچه نون داد و خیلی از این کار خوشش اومد. اردکها برای اینکه بهشون غذا بدیم دور قایق جمع شده بودن. پرنیان هم به همشون غذا داد. تجربه خوبی بود براش.

چهارشنبه هم مهمونی داشتیم . این بار دوره دوستام نوبت خونه من بود.و طبق معمول پرنیان با دوستاش حسابی بازی کرد. یه روز هم که خانم خانوما تولد دعوت بودن. تولد دختر همسایه بالایی مون بود که پرنیان تنهایی دعوت بود!

عمو نعیم و عمو نادر هم از تهران اومدن و پرنیان خیلی خوشحاله. هرچند دو هفته دیگه امتحان فوق دارن و مشغول درس هستن ولی همینکه مشهد هستن و میبینمشون خوبه. شب جمعه هم من به مناسبت اومدن نعیم و نادر، همه (عمه ندا اینا، عمه نادیا اینا، مامان جون و باباجون اینا) رو شام دعوت کرده بودم و دور هم بودیم.

آخر هفته هم سه روز تعطیلیمتشویق

پيام هاي ديگران ()        link        ٩:۳٩ ‎ق.ظ - سه‌شنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٩ - پرنيان