Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

چند خبر خوب

نتایج کارشناسی ارشد اعلام شد:

عمو نعیم برق دانشگاه شریف قبول شد (همون دانشگاهی که لیسانسش رو گرفت)تشویق

همو نادر مکانیک دانشگاه تهران قبول شد.تشویق

نتایج دکتری اعلام شد:

عمو امیر (شوهر عمه نادیا) دکتری مکانیک دانشگاه فردوسی مشهد قبول شد.تشویق

عمه نادیا هم در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد بعنوان جوانترین استاد گروه مهندسی پزشکی استخدام رسمی و عضو هیئت علمی شد.تشویق

خبر خوب دیگه اینکه دوست عزیزم شراره داره مامان میشه و تو شیکمش نی نی دارهبغل

خبر خوب دیگه اینکه پسردایی عزیزم داره از آمریکا میادهوراجمعه میرسه ایران.مامانم که چهارشنبه میره شمال تا خودشو به مهمونی جمعه که در باغ قشنگ خاله ام به مناسبت ورود حسین جون برگزار میشه برسونه. عمه خانم داره از خوشحالی بال در میاره که برادر زاده اش رو بعد از یک سال میبینه!چشمک بیشتر از همه برای زن دایی عزیزم خوشحالم که بعد از یک سال دوری پسر یکی یه دونه اش رو میبینه. البته خیلی کم میمونه. چون پارسال که داشت میرفت تز دکتراش رو دفاع نکرد و رفت. الان اومده دفاع کنه بره. نمیدونم توی مدتی که هست ما میتونیم ببینیمش یا نهنگراناون که وقت نداره بیاد مشهد من یا باید برم شمال یا برم تهران ببینمش.

دیشب یکی دیگه از دایی هام از شمال اومدن خونه مامانم و چند روزی میمونن. طبق معمول خوش به حال پرنیان شده چون همبازی پیدا کرده و با دختر دایی ام مشغول بازیه. ما هم که شام و ناهار اونجا پلاسیم!!!!!نیشخند

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ - شنبه ٢٦ شهریور ،۱۳٩٠ - پرنيان

دو هفته تعطیلات

دو هفته گذشته من در تعطیلات تابستانی به سر میبردم.یعنی کلا دو هفته کارخونه تعطیل بود. اونقدر عالی بود که هر چی بگم کم گفتم. تجدید انرژی خوبی بود. پرنیان هم حسابی کیف کرد که مامانش دو هفته پیشش بود و سر کار نمیرفت.

توی این تعطیلات یه هفته رفتیم تهران که بسیار خوش گذشت.پارک نهج ابلاغ، تئاتر کمدی <<با من بخوان>>، دیدن اقوام و گشت و گذار توی مراکز خرید و.... از برنامه ما در سفر تهران بود که واقعا عالی بود. پرنیان و شمیم هم که حسابی با هم بازی کردند. شبها مگه میذاشتن ما بخوابیم!!! هر شب تا ساعت 3 صبح بیدار بودن و بازی میکردن!

روز قبل از عید فطر هم برگشتیم مشهد. خاله ام و دایی ام و دختر دایی ام با خانواده اومدن مشهد و مهمان مامانم بودن. ماهم که دائم شام و نهار اونجا بودیم.نیشخندخلاصه این دوهفته آشپزخونه خونه مون تعطیل بود!چشمک دختر دایی ام یه دختر ناز به اسم غزل داره که توی این سه چهار روز همبازی پرنیان بود. پرنیان حتی شبها خونه نمی اومد و دائم با غزل مشغول بازی بودن.

خبر دیگه اینکه پوریا اینا (داداشی جونم) همگی از پریروز رفتن کوشا داسی (ترکیه) و یه هفته ای اونجا هستن. ایشالا بهشون خوش بگذره.  نادیا اینا (عمه پرنیان) هم الان ارمنستان هستن و هفته دیگه برمیگردن مشهد. ایشالا به اونا هم خوش بگذره. دلمون براشون تنگ شده.

بای بای

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ - شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٠ - پرنيان