Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker این بار دیر شد - فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

این بار دیر شد

سلاااااااااااااام. وای که چقدر ایندفعه دیر کردم!!! آخه اینترنت شرکت یه جورایی محدود شده. توی خونه هم اصلا وقت نمیشه.

و اما دخترک من خوب و سرحال و خوش هست. هفته ای یکی دو تا تولد توی مهدشون برگزار میشه. گاهی هم میبرنشون اردو. خیلی بهش خوش میگذره.

 مامانم اینا با گروه دوستانشون که شامل مادرشوهرم هم هست فردا میرن شیراز برای گردش. لذا پرنیان چند روزی بعد از مهد بی خانمان میشه!!! احتمالا در شرکت پدر مهربان آویزان خواهد شد!!!

عمو نادر پرنیان هم اومده مشهد ولی عمو نعیم نیومده و پرنیان هی سراغش رو میگیره. امیدوارم به زودی بتونه بیاد.

علاقه به زیورالاتش روز به روز داره بیشتر میشه و به همین نام توی مهدش مشهور شده. هروقت میرم دنبالش همه مربیها و مدیر و معاونشون بهم میگن این دختر شما عجب قرتیه!!! هر روز یه سرویس گردنبند و انگشتر و ... می اندازه. به پوشیدن لباسهای لختی و زیور آلات علاقه زیادی داره. خدا به خیر کنه!!!

چند روز پیش خونه یکی از همکاران نوید دعوت بودیم. یکی از دوستان تیمپو میزد و همزمان میخوند. تیمپو زدنش خیلی عالی بود ولی صداش....بعد از چند تا آهنگ خوندن با شور و حرارت از پرنیان پرسید: پرنیان جون چطور بود؟ خوشت اومد عمو جون؟ پرنیان هم خیلی جدی بهش گفت: راستش اگه باهاش نمیخوندی خیلی بهتر بود!!!!!!تعجب یعنی خیلی محترمانه بهش گفت صدات افتضاح بود!!! امان از زبون این بچه ها!!متفکر کلی خجالت کشیدم. فکر کنم اون بنده خدا اعتماد به نفسش له شد!!!

این بچه ها رو چند وقت دیگه چه جوری میشه کنترل کرد؟؟؟ دیشب میخواستیم بریم مهمونی. پرنیان یه تی شرت که عمه نادیا از دوبی براش سوغاتی آورده بود پوشید. از آنجاییکه تی شرتش خیلی براش بزرگه و مثل پیراهن توی تنش بود، اصرار داشتم که نباید این رو بپوشی. این برات بزرگه. بعد از کلی چک و چونه بهم گفت: من خودم برای خودم تصمیم میگیرم. شما ها نمیتونین به من بگید چی بپوشم و چی نپوشم!!! از الان اجازه نمیدن براشون نظر بدیم وای به حال بزرگی شون!!

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ - پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸٩ - پرنيان