Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker من و لباسشويی - فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

من و لباسشويی

دیروز توی آشپزخونه سوار روروئکم بودم و داشتم داخل کابینتها رو بازرسی میکردم که دیدم مامانی یه عالمه لباس آورد و ریخت توی یه جایی و بعد چند تا دکمه رو فشار داد و رفت. سریع خودم رو به منطقه عملیات رسوندم .وااااااااااای چقدر شگفت انگیز بود!!!از پشت یه پنجره لباسها هی میچرخیدن. با یک نگاه عاشق شدم و تمام احساساتم رو خالصانه نثار کردم. تمام انواع جیغهایی که هیراد تو وبلاگش نوشته رو امتحان کردم.اونقدر خوشحالی کردم که اخرش از خستگی هلاک شدم . بعد از مدتی تموم شد و من یه عالمه گریه کردم  مامان پریسا منو بغل کرد و بهم قول داد بازم ازینا روشن کنه. منم که خیلی خسته شده بودم و گلوم گرفته بود یه پرس شیر مامانی خوردم و خوابیدم.خواب اون منظره هیجان انگیز رو دیدم.امیدوارم مامانی به قولش وفا کنه

پيام هاي ديگران ()        link        ٩:٥٠ ‎ق.ظ - چهارشنبه ٦ دی ،۱۳۸٥ - پرنيان