Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker دردسرهای راه رفتن!!!! - فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

دردسرهای راه رفتن!!!!

سلام:

این کامپیوتر خونمون هنوز درست نشده و من مجبور شدم مامانم رو بفرستم کافینت تا وبلاگم آپ بشه!! بابا نوید میگه میترسم دیگه مجبور بشم آخر شبها مامانی رو از کافینت ها در حال چت کردن جمع کنم(شوخی).

اول خبر های خوب رو بگم:

۱- عمه نادیا دکترا قبول شد.(مهندسی پزشکی تهران). عمه جونم تبریک میگم و امیدوارم همیشه موفق باشی

۲- دایی پوریا درمانگاهش رو افتتاح کرد. دایی جونم تبریک میگم و امیدوارم موفق باشی و همه مریض ها از درمانگاهت با سلامتی کامل بیان بیرون

۳- عمو علیرضا از سوئد اومد ولی هنوز عمو وحید و بقیه نیومدن.

و اما از خودم بگم:

به شدت شیطون شدم و دائم راه میرم. اگه یه کیلومتر شمار به پاهام نصب کنن آخر شبها رقم های نجومی نشون میده!!

دیروز با مامانم رفتیم خونه یکی از دوستان کلاس چهارم دبستانش که یه نی نی ۴۵ روزه داشت. وقتی میرم مهمونی اونقدر راه میرم و مامانم رو دنبالم میکشونم که مامانی هیچی از مهمونی نمیفهمه مامانم با حسرت به اون نوزادی که آروم توی تختش خوابیده بود نگاه میکرد و یاد روزهای خوش نوزادی من افتاده بود. به من چه من همینم که هستم

 توی خونه سلیقه مامانم رو در چیدن وسایل خونه قبول ندارم و از صبح که بیدار میشم مشغول جابجا کردن وسایل خونه به سلیقه خودم میشم.مثلا جای کفشم به جای اینکه توی کمدم باشه بهتره که توی قابلمه آشپزخونه باشه و کلید مامانی نباید توی کیفش باشه .بهتره پشت توالت فرنگی باشه!! به نظرم اصلا مهم نیست که ۳ روز مامان و بابا دنبال کلید میگشتن

کارهای زیادی یاد گرفتم که بعدا توضیح میدم. الان دیگه  مامانم باید بره خونه.

فعلا

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ - یکشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٦ - پرنيان