Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker مسافرت شمال - فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

مسافرت شمال

سلام :

من مدتی رفته بودم مسافرت. واسه همین خبری ازم نبود.

جای شما خالی رفتیم شمال. اونقدر بهم خوش گذشته که نمی دونم از کجاش بگم. ما با هواپیما رفتیم (چون من با ماشین خسته می شدم)و دایی پوریا اینا از تهران با ماشینشون اومدن. علی استخرش رو هم آورده بود. وقتی مامان اینا توی استخر بزرگه بودن ما بچه ها هم توی استخر خودمون از صبح تا شب آب بازی کردیم. مامانم برام بی کی نی هم خریده بودیه عالمه هم عکس دارم که باید سر فرصت حجمشون رو کم کنم و توی وبلاگم بذارم.باغی که بودیم هاپو هم داشت و من اصلا ازش نمی ترسیدم . کم مونده بود هاپو رو بغل کنم. جوجو (مرغ و خروس) و ببعی هم تا به حال ندیده بودم که اونجا دیدم و کلی کیف کردم.

صبحها تا چشمام رو باز میکردم میدویدم به سمت در و استخر رو نشون میدادم و میگفتم : باب باب باب(یعنی آب). مامانم صبحانه ام رو در حال آب بازی توی استخر بهم میداد. شبها هم ساعت ۱۱ شب وقتی مامانم می خواست منو بیاره توی اتاق تا بخوابونه کلی گریه میکردم و می خواستم آب بازی کنم.

مسافرتمون یه بدی داشت. اونم اینه که الان که اومدیم خونه اصلا دیگه توی خونه نمیمونم و همش میگم منو ببرین بیرون

دفعه دیگه با عکسهای شمال میام.

بای

پيام هاي ديگران ()        link        ٤:٥۸ ‎ب.ظ - دوشنبه ۸ امرداد ،۱۳۸٦ - پرنيان