Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker چه عجب!!! - فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

چه عجب!!!

چه عجب که این مامان خانم من وقت پیدا کرد بیاد سراغ وبلاگ من!!! اونم چه روزی !!

امروز عروسی عمه نادیاست و دلیل اینکه من و مامانم پیدامون نبود مشغله های مربوط به عروسی بود.مامانم  چندین روز پیاپی خرید میرفت. بعضی روزها من رو با خودش می برد و لی اکثرا من رو سر یکی خراب میکرددیواری کوتاه تر از خاله های بابا نوید پیدا نمی کرد!!! خلاصه بعد از خیلی زیاد روز خرید لباسهای من و بابا نوید و خودش با متعلقات مربوطه تموم شد.بعد نوبت رسید به خرید های مربوط به کادویی عروس و داماد. (طلا از طرف بابا نوید از طرف مامان پریسا و از طرف من و کادویی پاتختی)

بعدش هم مراسم عروسی شروع شد که کماکان ادامه دارهیه روز جهیزیه چیدن. یه روز چمدون عروس آوردن. یه روز حنابندان و چندین روز الکی بریم اونجا!!!!(این مناسبت آخری رو مامانم از خودش در وکرده که خیلی هم مراسم طولانی ای هست . تازه با شام و نهار هم هست!!!)

و اما از خودم بگم که نقل مجلس هستم:

علاقه شدیدی پیدا کردم که برم کفشهای پاشنه بلند مامانم رو از کمد در بیارم و بپوشم. کیف مامانم رو هم بندازم تو دستم و بای بای کنم و مثلا برم!! البته با اون کفشها صد بار زمین می خورم ولی کوتاه نمی یام! تازه چند بار هم کفشهای بابا نوید رو امتحان کردم !!!!!!!!ولی...

به رانندگی هم علاقه دارم. بعضی وقتها مامانم رو مجبور می کنم بزنه کنار تا  من یه ذره رانندگی کنم و با فرمون قان قان کنم بعد بریم.

پیچ گشتی هم که پیدا کنم  همه پیچ های خونه رو شل و سفت می کنم!!!

طی مراسم عروسی عمه نادیا حسابی رقاص هم شدم. با هر صدای دینگ و دانگی نانای می کنم.امشب می خوام مجلس رو بترکونم!!!!!

امروز وقت آتلیه هم داریم . امیدوارم عکسهامون خوب بشه

امشب جای همتون خالی!! امیدوارم عروسی به خوبی و خوشی برگزار بشه. برم که خیلی کار دارم.

بای

پيام هاي ديگران ()        link        ٧:٠۱ ‎ق.ظ - یکشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٦ - پرنيان