Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker بچه داری من - فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

بچه داری من

مدتیه سرم خیلی شلوغه. یه عالمه بچه دارم. یه شال یا جیگول وینگول رقص عربی مامان پریسا رو سرم مندازم و یه کیف میگیرم دستم و دائم با بچه هام میرم خرید. دو سه تاشون رو تو کالسکه میذارم و بقیه رو به دندون میکشم!! امان از این عیال واری!! دائم هم مبایلم زنگ میزنه و در حال خرید با موبایلم هم صحبت میکنم! گاهی با بچه هام میرم خونه خاله بچه ها (مامان پریسا که تو آشپزخونه مشغوله) .زنگ در رو میزنم و میریم اونجا مهمونی. این عس رو خاله بچه ها وقتی زنگ در خونه شون رو زدم ازم انداخت.

(راستی عروسکی که توی عکس توی دستمه عروسک دوران بچگی مامانم بوده که به من ارث رسیده.)

گاهی اوقات هم بچه ها رو با قطار میبرم سفر. بالاخره به مسافرت احتیاج دارن دیگه! از اونجاییکه تعدادمون زیاده و بچه هام شلوغ میکنن، یه قطار دربست میگیرم و خودم هم راننده قطار میشم.

اینم یه عکس دسته جمعی از بچه هام :

 من اردیبهشت تا وسط خرداد  رفتم مهد کودک . البته مامان جونهام زحمت نگهداری من رو وقتی مامانم سر کاره میکشن. این یک ماه و نیم رو هم به اصرار خودم گذاشتنم مهد.ولی قراره از اول مهر برم مهد کودک. مهد کودکمون یه استخر داره که تو تابستون گاهی میرم اونجا. روز پنجشنبه رفتم استخر.

و توی آب کلی توپ بازی کردم.

این مامانم خودش بهداشت رو بهم یاد داده ولی گاهی یادش میره. وقتی داشتم تمام توپها رو زیر شیر آب ورودی استخر میشستم، هی مامانم میگفت نمیخواد توپها رو بشوری اونا خودشون توی آبن! ولی من رو حرف خودم ایستادم و اول تمام توپهای توی آب رو شستم، بعدش باهاشون بازی کردم!!

دیروز عصر هم با مامان و بابام رفتیم پارک و با ماشینم کلی بازی کردم. دختر خوبی هم بودم چون وقتی بچه های دیگه هم میخواستن سوار ماشنم بشم، اجازه میدادم یه دوری باهاش بزنن. مامانم گفته نباید دل نی نی ها رو شکوند.

این عکس هم اختتامیه این پست :

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ٦:٥۸ ‎ق.ظ - شنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸۸ - پرنيان