Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker سفر (قسمت اول) - فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

سفر (قسمت اول)

جاتون خیلی خالی 2 هفته ای مسافرت بودیم. اولش رفتیم تهران. مراسم خاکسپاری و ختم خلیل آقا برگزار شد. خداوند رحمتشون کنه.

در مراسم ختم ما توی جکوزی پایین که البته خالی از آب بود مشغول بازی بودیم. مامانم هم یه جورایی مربی مهد کودک شده بود.

به غیر از موضوع ناراحت کننده فوت خلیل آقا روزهای خوبی رو در تهران گذروندیم. کلی با شمیم و علی و غزل و شروین بازی کردیم.

با شمیم که دنیایی داشتم. بعضی شبها همه میخوابیدن و من و شمیم تا ساعتهای 2 شب بیدار بودیم و با هم خاله بازی میکردیم. بعضی وقتها با با هم چپ میشدیم ولی اکثرا با هم خوب بازی میکردیم. مامان پریسا هم کلی باهامون بازی میکرد. مثلا من و شمیم مغازه باز میکردیم و مامان پریسا هی می اومد ازمون خرید میکرد. شمیم هر چی تو مغازه داشت 80 تومن میفروخت و من همه چی رو 1000 تومن. بعضی وقتها هم با مامان جون بازی میکردیم. هی من و شمیم میرفتیم تایلند و برای مامان جون سوغاتی میخریدیم و براش می آوردیم. توی تعداد کادویی بیشتر برای مامان جون هم با هم رقابت میکردیم.

یه روز با مامانم رفتیم خونه کتی جون دوست دوران دبیرستان مامانم. وای که چه دوقلوهای نازی دارن قلب باهاشون بازی کردم. سوگند و سهیل خیلی خیلی خوشگل و بانمک بودن. .چهار دست و پا راه میرفتن.

چند وقتیه به مامانم گیر دادم که برامون یه دو قلو بیاره. یه دختر یه پسر!!! مامانم هم هی دلیل میاره که نمیشه. ولی اون روز که رفتیم خونه سوگند و سهیل وقتی سوگند می اومد بغل مامانم یه جورایی حسودیم رو نشون میدادم. مامانم گفت پس تو چه جوری یه دوقلو از من می خوای؟ اگه دو قلو برات بیارم همش باید توی بغلم باشن. من هم راستش دیدم به صرفم نیست از اون روز حتی یه بار هم نگفتم دو قلو بیاریم!!!نیشخند

یه روز دیگه هم رفتیم خونه یه دوست دیگه مامانم مرجان جون. یه ÷سر گل به نام امیر رضا داشت. راستی هیراد جونم هم اومده بودتشویق

و این هم دل و قلوه:

پيام هاي ديگران ()        link        ۱:٤۱ ‎ب.ظ - یکشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸۸ - پرنيان