Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker تفریحات - فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

تفریحات

این روزها خیلی بهم خوش میگذره. هر روز بعد از ظهر با مامانم میرم پارک و کلی بازی میکنم. روز پنجشنبه مامانم منو برد استخر مهد کودکم و یه عالمه آب بازی کردم. خیلی بهم خوش گذشت. بعد هم رفتیم کتاب فروشی و 8 تا کتاب داستان به زبان انگلیسی خریدیم. از اون روز 2 تاش رو مامانم برام خونده.

حدود 3 هفته ای میشد که به خاطر سفر رفتن من و بعد هم مامان جون باباجونم، خونه اونا نرفته بودم. خیلی دلم براشون تنگ شده بود. جمعه که رفتیم اونجا، رفتم روی بالکن و به حیاط نگاه کردم و گفتم: اااااااااااااااا یادش بخیر! اینجا بازی میکردم!!!!تعجب(مثل آدمهایی که از زمان جوانیشون یاد میکنن)

دیروز بعد از ناهار یک ساعتی با مامانم بازی کردم. بعدش مامانم رفت فیلم نگاه کنه. منم قهر کردم. مامانم هم خیلی عجیب شد که اومد و نازم رو کشید. بهش گفتم. ازم عذر خواهی کن تا آشتی کنم. مامانم هم با خنده ازم عذر خواهی کرد. گفتم اینج.ری قبول نیست. برو دی وی دی رو خاموش کن بعد بیا ازم عذر خواهی کن! مامانم هم همینکار رو کرد. گفت حالا منو میبخشی؟ گفتم : نه!! گفت چرا؟ گفتم: یه ذره طول میکشه تا بتونم ببخشمت!!!!!!قهر

راستی این روزها گویا یه خبرهایی هست. مامانم داره یه جورایی منو آماده میکنه تا بدون من یه سفر بره!! بابا هم کلی برام آسمون ریسمون میبافه که اگه مامان نباشه من و تو فلان جا میریم، فلان کار رو میکنیم، فلان چی رو میخریم و ... حالا چه نقشه ای دارن خدا میدونه!متفکر 

پيام هاي ديگران ()        link        ۳:٠٥ ‎ب.ظ - شنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸۸ - پرنيان