Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker شروع مهد کودک - فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

شروع مهد کودک

اول مهر اومد و پرنیان جون هم مهد کودکی شد.تشویق

تا قبل از اینکه برم چین، خیلی به من وابسته بود و شبها به هیچ وجه خونه مامان جون هاش نمیخوابید. ولی تو این یک ماهی که من نبودم اکثرا خونه مامانم بود و به خاطر همین الان دیگه راحت بدون من خونه مامانم میمونه. طوریکه اصلا خانم خانوما راضی نمیشه شبها بیاد خونه!! مامانم یه هفته ای مسافرت بودن و از وقتیکه برگشتن، باز پرنیان هر شب اونجاست. دیشب به زور آوردیمش خونه!! البته برای مامانم هم خوبه چون از تنهایی در میاد. بنده خدا داره یه پریسای دیگه از اول بزرگ میکنه!!

صبحها بابا نویدش میره خونه مامان جون شریفه (مامانم) دنبالش و میبرش مهد کودک. ظهر ها هم گاهی باباش و گاهی مامانم میرن دنبالش و میارنش تا من از سر کار برسم. خدایا من چه جوری زحمتهای مامانم رو جبران کنم؟!!! 

خدا رو شکر مهدش رو خیلی دوست داره. بدون دردسر میره مهد و میاد. گریه و ... در کار نیست.

چند شب پیش نوید داشت فیلمهای نوزادی پرنیان رو تو لبتابش نگاه میکرد و قربون صدقه اش میرفت. من هم رفتم یه ذره اش رو نگاه کردم و نازش دادم. بعد نمیدونم چی شد که پرنیان شروع کرد به گریهگریههر کار میکردم ساکت نمیشد. به زور از لابلای گریه اش فهمیدم که میخواد دوباره کوچولو بشه و بره تو شکمم!!!تعجب گفتم بفرمایید برین تو شکم بنده. با گریه و جیغ میگفت: چه جوری برم؟نمیتونم برم!! و زار زار گریه میکرد!! از اون روز تا حالا هر روز همین بساط رو داریم. روزی 3-4 بار یادش میافته و گریه و جیغ که من میخوام برم تو شکمت!!! هی به هیکل خودش و بعد به شکم من نگاه میکنه و جیغ میزنه: نمیشه!!!!!!! نمیشه!!!!!!!!!!گریه نوید که قش قش میخنده. من هم خنده ام میگیره و هم دلم به حال بچه ام میسوزه که نمیتونه راه حلی برای مشکلش پیدا کنه!!

حالا نمیدونم چرا این حرف رو میزنه؟!!! شاید به قربون صدقه رفتن من و نوید برای فیلمهای نوزادیش حسودی کرده!! اصلا نمیدونم چرا میخواد برگرده تو شکمم!! هر چی براش توضیح میدم که تو خانوم شدی. بزرگ شدی خوبه و ... فایده ای نداره! ولی خیلی دلم میخواد از یه روانپزشک کودک بپرسم دلیل این حرفش چی میتونه باشه! نظر شما چیه؟  

پيام هاي ديگران ()        link        ٢:۳٠ ‎ب.ظ - شنبه ٤ مهر ،۱۳۸۸ - پرنيان