Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker کدو قل قلی زن - فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

کدو قل قلی زن

دیشب با پرنیان رفته بودم میوه فروشی تا کمی خرید کنم. اونجا یه عالمه کدو حلوایی آورده بودن. کدوهاش خیلی هم بزرگ بود. پرنیان من رو به زور کشوند تا پیش کدوها و گفت: مامان از اینا بخر. گفتم : دخترم کدو لازم نداریم. اصرار کرد که حتما بخر. حالا من هم از مزه کدو حلوایی خوشم نمیاد، هم تا به حال غذایی با کدو حلوایی درست نکردم.اصلا بلد نیستم پوستش کنم.واسه همین نمیخواستم بخرم. ازش پرسیدم برای چی میخوای از این کدوهای بزرگ بخرم؟ گفت: آخه میخوام پیرزنه رو از توش دربیارم!!!!!!خنده ( اشاره به قصه کدو قل قلی زن)  من هم برای بازی کردن پرنیان براش خریدم. آوردیم خونه. کدو رو شستم و بهش دادم تا باهاش بازی کنه. تا آخر شب صد دفعه سرش رو میبرد نزدیک کدو و با صدای بلند میگفت: آهای! خانم پیرزن! اونجایی؟ چرا جوابمو نمیدی؟ پلنگه نیست. من پرنیانم. بیا بیرون!!!خنده باباش هم که اومد خونه، دوتایی با هم صداش میکردن. نوید میگفت: حاج خانم، تشریف بیارین بیرون! پرنیان هم تکرار میکرد: حاج خانم، بیا بیرون دیگه!!!!  منم از تو آشپزخونه همونطور که مشغول کارام بودم، بهشون نگاه میکردم و توی دلم برای اعطای عقل سلیم به این پدر و دختر دعا میکردم!!!! متفکر خلاصه آخر بچه ام خسته شد و خوابید. حالا من موندم و کدوی به این بزرگی!!

پيام هاي ديگران ()        link        ٧:۱۱ ‎ق.ظ - چهارشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸۸ - پرنيان