Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker گوشواره های پرنیان - فرشته مخصوص بهشت





فرشته مخصوص بهشت

گوشواره های پرنیان

مدتهاست که پرنیان آرزو داره که گوشهاش سوراخ باشه تا بتونه گوشواره بذاره. لذا تا کنون 3 بار ما رو به اصرار خودش کشونده مطب دکتر تا گوشهاش رو سوراخ کنیم ولی هر بار در لحظه آخر پشیمون میشد و با جیغهای بنفش و فغان از اونجا می اومدیم بیرون. آخرین بار بهش گفتم دیگه نمی برمت تا وقتی که خودت تصمیم جدی بگیری. هفته پیش روز چهارشنبه وقتی مامانم و نوید رفتن مهد دنبالش، با تحکم گفت: امروز تصمیم گرفتم بریم گوشهامو سوراخ کنم!!تعجب نوید و مامانم هم دیدن تا تنور داغه بهتره بچسبونن. رفتن دکتر و همونجا به راحتی گوشهاش رو سوراخ کردتشویق از اون موقع خیلی خوشحاله و ذوق داره.  عصری زنگ زد به مادر شوهرم به من زنگ بزنو با ذوق و شوق تعریف کرد که بالاخره گوشاش رو سوراخ کرده. بعدش هم گفت:مامان جون، فردا شب یه جعبه شیرینی میخرین، میاین اینجا تا گوشواره های من رو ببینین!!!!!خنده من هم دیدم بچه اینقدر ذوق داره، شب جمعه همه رو واسه شام دعوت کردم. خیلی خوش گذشت و پرنیان هم حسابی کیف کرد.

-------------------------------------------------------------------------------------------

دیروز وقتی خونه مامان بودیم، پرنیان مشغول بازی کردن با خودش بود. اومد گفت: مامان مثلا من شوهر داشتم. مثلا ازدواج کرده بودم و خونه خودم بودم. خب؟ گفتم باشه. موقع رفتن نوید بهش گفت پرنیان پس ما الان تو رو برسونیم خونه خودت دیگه. تو ازدواج کردی دیگه!!!. پرنیان هم گفت: بذار به شوهرم زنگ بزنم. بعد موبایلش رو از کیفش در آورد و خیلی جدی به شوهرش گفت: سلام، من میرم خونه پریسا اینا.!!! تو بیا اونجا دنبالم. بعد به باباش گفت : بریم خونه شما. فعلا میام اونجا، بعد شوهرم میاد دنبالم!!!خنده وقتی رفتیم خونه، نوید هی سر به سرش میذاشت و میگفت به شوهرت بگو بیاد دنبالت دیگه. یه دفعه پرنیان رفت تو اتاق خودش و دست به کمر با حالت خریدار یه نگاهی به اتاقش انداخت و گفت: بهتره که شما این اتاق رو بدین به من و شوهرم. ما اینجا زندگی میکنیم!!!!تعجب من و نوید مردیم از خنده.قهقههنوید سر به سرش میذاشت و میگفت: نه!! من داماد سر خونه نمیخوام!! با خودمون گفتیم بچه های این دوره زمونه چه زرنگ شدن ها!!! وقتی به این سن میگه این اتاق رو بدین به من و شوهرم، لابد چند سال دیگه ما رو از خونه مون بیرون میکنن!!!!

---------------------------------------------------------------------------------------------

پرنیان یه گیتار اسباب بازی داره که روش دکمه داره و هر دکمه صدای یه حیوون رو میده. دیشب جو گیر شده بود. رفت گیتارش رو آورد، بندش رو انداخت دور گردنش. تند تند دکمه هاش رو میزد و با صدای بلند شعر میخوند. همزمان با صدای بع بع و ما ما و قوقولی قوقوی گیتارش شعر پاییزه پاییزه برگ درخت میریزه رو میخوند و خودش رو عین این خواننده ها تکون تکون میداد!!!   واقعا صحنه جالبی بود!!!قهقهه

---------------------------------------------------------------------------------------------

بعضی وقتا یه اصطلاحاتی یاد میگیره ولی کاربردشون رو دقیقا نمیدونه. دیروز داشتم بلوزش رو از تنش در می آوردم گفت: مامان، دور از جون مواظب گوشواره هام باش!!!

 --------------------------------------------------------------------------------------------

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۸:٤٦ ‎ق.ظ - دوشنبه ٩ آذر ،۱۳۸۸ - پرنيان