چند عکس

توی شمال که بودیم، بیشتر الهه عکس میگرفت.لذا عکسامون فعلا هنوز توی دوربین الهه (خواهرشوهر نادیا) هست. یه چند تا دونه عکسی توی دوربین خودم بود که فقط از داخل استخر باغ خاله ام هست. عکسهای توی باغ و لب دریا و .... رو بعدا هر وقت از الهه گرفتم میذارم:

/ 3 نظر / 11 بازدید
مامانشون

من که نتونستم هیچکدومو ببینم[ناراحت]

آنا (زیرچترخاطرات من)

سلامی به گرمی افتاب این تابستون گرم به شما وبلاگتون خیلی قشنگه بهتون تبریک میگم منم یه وبلاگ دارم که توش از دلتنگی و خاطراتم مینویسم تا قبل از اینکه با غلط گیر زندگی یا همون گذر زمان از دفترچه ذهنم پاک بشه. من عاشق نوشتنم منو و دوستانم زیر چتر کوچیک اما دوستانه جمع شدیم خوشحال میشم به جمع دوستانم بپیوندید و نظرتون در مورد بهتر شدن وبلاگم بهم بگید اگه موافق لینک هستید لطفا خبرم کنید که لینکتون کنم شما هم منو با نام زیرچتر خاطرات من بلینکید بی صبرانه منتظر نظرات قشنگتون هستم