شروع مدرسه

سال تحصیلی جدید شروع شد و دختر گلم با هزار ذوق و شوق لباس فرمش رو پوشید و روز جشن شکوفه ها دست در دست مامانش راهی مدرسه شد.بغل

از مهد پارسال پرنیان خیلی خیلی راضی بودم ولی از اونجاییکه پرنیان همیشه به محیط جدید مقاومت نشون میده، امسال گذاشتمش مدرسه ای  که سال دیگه قراره اول دبستانش رو اونجا باشه. خدا رو شکر یه کلاس پیش دبستانی هم داره. اینجوری با محیط مدرسه و قوانین مدرسه آشنا میشه و سال دیگه که اول دبستانه مشکلاتی برای عادت به محیط جدید آموزشی نخواهد داشت.

روز جشن شکوفه ها، غنچه گلم رو بردم مدرسه. وقتی توی صف ایستادن یاد دوران مدرسه خودمون افتادم. مراسم خوب و شادی برای بچه ها اجرا شد. بعد همه شون رفتن یک ساعت سر کلاس خودشون تا با معلمهاشون آشنا بشن. بعد بصورت گروهی آوردشون توی حیاط تا جاهای مختلف مدرسه رو بهشون نشون بدن.

موقعی که میخواست بره توی کلاس یه کوچولو گریه کرد ولی مربی مهربونش اونو با نوازش از من جدا کرد و بردش توی کلاس.

اینم عکس کلاسشون که پرنیان میز اول (همون جایی که ایستاده) میشینه:

ساعت حضور در مدرسه شون هم از 8 صبح تا 1:20 دقیقه هست. پنجشنبه ها هم که تعطیلن. این یک هفته ای که رفته مدرسه خیلی خوشحاله و با علاقه میره. صبحها با باباش میره مدرسه و ظهرها هم فعلا تا وقتی مامانم تهرانه باباش میارتش خونه بعد دوباره میره سرکار. یک ساعتی توی خونه تنها میمونه تا من برسم. ولی وقتی مامانم باشه ظهرها مامانم میره دنبالش و میره اونجا.

پنجشنبه هم که روز دختر بود. پرنیان خانم هم از مامان و باباش و مامان جون ها و عمه هاش هدیه گرفت. ناگفته نماند منم از مادرشوهرم هدیه گرفتم. میگم مگه روز عروسه؟ گفتن توهم دخترمی دیگه.مامانم هم هنوز برنگشته.وقتی برگرده به زور هم شده ازش هدیه ام رو میگیرمنیشخند

روز جمعه خاله شادونه اومده بود مشهد و توی سالن اجتماعات نمایشگاه بین المللی مشهد برنامه داشت. ما هم به اتفاق پرنیان جون رفتیم. خیلی ذوق کرده بود که خاله شادونه رو از نزدیک میبینه. برنامه خوب  و شادی بود. آخرش بچه ها دوست داشتن برن پیشش و دورش جمع بشن ولی به محض تموم شدن برنامه در عرض 30 ثانیه دوتا خانم اسکورتش کردن و از سالن بردنش بیرون. همه بچه ها نق میزدن و گریه میکردن که چرا آخرش نایستاد ما بریم پیشش. اینش به نظرم خوب نبود. بچه ها که نمیخواستن بخورنش!!! دل این فرشته ها رو شکوندن. دل شکستهاکثر بچه ها داشتن به خاطر این موضوع گریه میکردن.

شادو سلامت باشینقلب

 

/ 12 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر مامان کیارش

سلام عزيزم[گل] پيش دبستاني شدن پرنيان جون مبارك[دست]...زمان چقدر زود ميگذره انگار ديرزو بود اومدم وبلاگتون و پرنيان فسقلي رو ديدم[بغل]...بهترين ها رو براتون آرزو ميكنم[قلب]شاد باشيد هميشه[قلب][ماچ][خداحافظ]

زهرا مامان پارسا

سلام ما امروز یه تولد کوچولو داریم شما هم منت برسر ما بذارین و با حضور تون گرمابخش جشن ما باشین[گل][ماچ][هورا]

مامانشون

یه یه مبارکه پرنیان جون الهی جشن ورود به دانشگاهت رو مامان عکس بگیره[ماچ]

مامان شایان و داداشی

سلام دوست نازنین کلبه نوگلان ایرانی با (قصه تصویری علی کوچولو و جشن تولد ماه) به روزه ، خوشحال میشم نظرتون رو بدونم . گل

مامان پرنیان درنیان

عزززززززززززززیزه دلم که میری پیش دبستانی مبارکت باشه مامانننننننننننننننن لباسات چه با مزه است ایشالله که همیشه موفق باشی عسل طلا

سمیه مامان ایلیا

سلام دوست گلم خوبی ؟ مبارک باشه پیش دبستانی رفتن پرنیان . خیلی عکساش قشنگه ایشالله یه روز دانشگاه رفتنش رو ببینی راستی می دونستی که من و دخترخالت گیتا با هم همکلاسی بودیم و با هم دوست هستیم.

سیدمهدی

سلام خواهر گلم بعد از یه مدت رسم ادب دونستم حالی ازتون بپرسم شما هم که آپ نکردید؟؟؟؟؟؟ [لبخند]